دانلود آهنگ پاپا
دانلود آهنگ پاپا
در این ساعت ♫ دانلود اهنگ پاپا با صدای پاول انکا و اهنگ papaoutai از Stromae ، mikeeysmind (ترند اینستاگرام) به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده کرده ایم♫
Download Old Music BY : Papaoutai -Papa With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

موزیکفا •
Paul Anka – Papa:
برای دریافت متن و ترجمه به انتهای صفحه مراجعه کنید
Stromae – papaoutai:
mikeeysmind – papaoutai: (ترند اینستا کامل)
متن و ترجمه آهنگ papaoutai
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
Tell me where he comes from…
At last I’ll know where to go
Mommy says that when you look hard…
You always find something!
بهم بگو از کجا میاد
آخر سر میفهمم کجا برم…
مامان گفت وقتی حسابی جستجو کنی
همیشه یه چیزی پیدا میکنی
She says he’s never very far away!
He leaves very often for work
Mommy says, Working is good…
Better than being in bad company
Right?
مامان گفت پدر هیچ وقت خیلی دور نرفت!
صبح خیلی زود میره سرکار
مامان گفت کار کردن خوبه…
بهتر از داشتن یه همنشین بده!
درسته؟
Where’s your dad?
Tell me where’s your dad?
پدرت کجاس؟
بهم بگو پدرت کجاس؟
Without even having to talk to him
He knows what’s wrong
بدون اینکه حتی نیاز باشه باهاش حرف بزنم
میدونه مشکل چیه
Oh beloved dad
Tell me where you’re hiding
I must’ve counted my fingers!
At least a thousand times!
آه ای بابای عزیز
بهم بگو کجا قایم شدی…
باید حداقل انگشتامو!
هزار بار بشمارم
Where are you? Dad, where are you?
Where are you? Dad, where are you?!
Where are you? Dad, where are you?
Where, where are you, where are you dad?
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟!
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجا، کجایی، کجایی پدر؟

Even if we believe it or not
There’ll be a day we won’t believe it anymore
One day we’ll all be dads
And from one day to the other we’ll disappear
حتی اگر باورش کنیم یا خیر
روزی خواهد رسید که دیگه باورش نمیکنیم!
یه روزی همه ما پدر خواهیم شد
و از یه روز به روز دیگه محو میشیم…
Will we be hated?!
Will we be admired?
Just passing on genes or geniuses?
مورد نفرت قرار میگیریم؟
تحسین میشیم؟!
فقط ژن منتقل میکنیم یا نبوغ؟
Tell us who gives birth to these irresponsible people?
Tell us who, look
Everyone knows how to make babies!
But no one knows how to make dads
بهمون بگو کی به این آدمای مسئولیت ناپذیر زندگی بخشیده؟
بهمون بگو کی، ببین
همه بلدن چطور بچه بسازن!
اما هیچکس نمیدونه چطور پدر بسازه
Mr. Know-It-All must’ve inherited it
Maybe you need to wing it or something?!
آقای همه چی دان باید اونو به ارث برده باشه
شاید تو باید از خودت دربیاری یا حدس بزنی چطور پدر بشی
Tell us where they’re hiding
We must’ve bitten our fingers at least
A thousand times
بهمون بگید کجا قایم شدن!
ما باید هزار بار…
انگشتامونو گاز بگیریم
Where are you? Dad, where are you?
Where are you? Dad, where are you?
Where are you? Dad, where are you?
Where, where are you, where are you dad?!
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجا، کجایی، کجایی پدر؟
Where’s your dad?
Tell me where’s your dad?!
پدرت کجاس؟
بهم بگو پدرت کجاس؟
Without even having to talk to him
He knows what’s wrong!
بدون اینکه حتی باهاش صحبت کنی
میدونه مشکل چیه!
Oh beloved dad
Tell me where you’re hiding…
I must’ve counted my fingers!
At least a thousand times
آه ای بابای عزیز
بهم بگو کجا قایم شدی
باید حداقل انگشتامو
هزار بار بشمارم!
Where’s your dad?
Tell me where’s your dad?
پدرت کجاس؟
بهم بگو پدرت کجاس؟
Without even having to talk to him…
He knows what’s wrong!
بدون اینکه حتی باهاش صحبت کنی
میدونه مشکل چیه…
Oh beloved dad!
Tell me where you’re hiding
I must’ve counted my fingers
At least a thousand times
آه ای بابای عزیز
بهم بگو کجا قایم شدی…
باید حداقل انگشتامو
هزار بار بشمارم
Where are you? Dad, where are you?
Where are you? Dad, where are you?
Where are you? Dad, where are you?
Where, where are you, where are you dad?
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجایی پدر؟ پدر، کجایی؟
کجا، کجایی، کجایی پدر؟
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
papaoutai
متن و ترجمه آهنگ پاپا از Paul Anka
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
Everyday my papa would work
To try to make ends meet
To see that we would eat
Keep those shoes upon my feet
Every night my papa would take me
And tuck me in my bed
Kiss me on my head
After all my prayers were said
And there were years
Of sadness and of tears
Through it all
Together we were strong
We were strong
Times were rough
But Papa he was tough
Mama stood beside him all along
Growing up with them was easy
The time had flew on by
The years began to fly
They aged and so did I
And I could tell
That mama she wasn’t well
Papa knew and deep down so did she
So did she
When she died
Papa broke down and he cried
And all he could say was, “God, why her? Take me!”
Everyday he sat there sleeping in a rocking chair
He never went upstairs
Because she wasn’t there
Then one day my Papa said,
“Son, I’m proud of how you’ve grown”
He said, “Go out and make it on your own.
Don’t worry. I’m O.K. alone.”
He said, “There are things that you must do”
He said, “There’s places you must see”
And his eyes were sad as he
As he said goodbye to me
Every time I kiss my children
Papa’s words ring true
He said, “Children live through you.
Let them grow! They’ll leave you, too”
I remember every word Papa used to say
I kiss my kids and pray
That they’ll think of me
Oh how I pray
They will think of me
That way
Someday

پدرم هر روز مشغول کار بود
می کوشید تا به هر زحمتی مخارج زندگی را تهیه کند،
می کوشید تا غذایی برای خوردن ما و کفش مناسب پای ما را تهیه کند.
پدر هر شب مرا به اطاقم میبرد،
رختخوابم را مرتب می کرد و پس از آنکه دعایم را می خواندم، پیشانیم را می بوسید.
در تمام این سالها،
سالهای اندوه و اشک،
در تمام آنها ما در کنار هم استوار بودیم.
زمانه ناسازگار بود اما پدر هم شکست ناپذیر،
و در تمام این دوران، مادرم را در کنار خود داشت.
بزرگ شدن در کنار آنها آسان بود، زمان به سرعت می گذشت و سالها پرواز کنان، دور می شدند.
آنها هر روز سالخورده تر می شدند و من نیز بزرگتر
و حالا می فهمم که مادرم رنجور و مریض بود
و پدر در اعماق وجود خود خبر داشت و مادرم هم همینطور.
زمانی که مادر رفت، پدر درهم شکست، گریست و تنها جمله ای که توانست بگوید این بود:
آخر چرا او؟ خدایا کاش مرا می بردی.
پدر هر روز آنجا می نشست و در صندلی خود به خواب می رفت،
او هرگز نتوانست به اتاق مشترکشان برود، زیرا مادرم دیگر آنجا نبود.
روزی پدر گفت: پسر، می بالم به آنچه در تو می بینم،
به جهان قدم بگذار و خود، زندگیت را بساز،
نگرانم مباش، من با تنهایی، انس گرفته ام.
او می گفت:
در جهان کارهای بسیاری برای انجام دادن و چیزهای بسیاری برای دیدن وجود دارند،
هنگام خداحافظی با من، چشمانش با غم آغشته بود.
و حالا،
هر زمان که کودکانم را می بوسم،
سخنان پدر در گوشم طنین انداز می شوند که می گفت:
“کودکانت در وجودت زیست می کنند، اجازه بده بزرگ شوند، هرچند آنها هم روزی تو را ترک می کنند.”
من تمام کلمات پدر را به خاطر دارم،
فرزندانم را می بوسم و آرزو می کنم که آنها هم مرا چنین به یاد آورند.
آه
چقدر آرزو دارم که آنها نیز مرا این چنین، یاد کنند.
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه
آهنگ ویژه 


